شمارهٔ ۳۸
اثیر اخسیکتیروزم همه چون شب آمد از درد فراق
لفظم همه یارب آمد از درد فراق
و آن جان که لبالب آمد از درد فراق
دریاب که بر لب آمد از درد فراق
روزم همه چون شب آمد از درد فراق
لفظم همه یارب آمد از درد فراق
و آن جان که لبالب آمد از درد فراق
دریاب که بر لب آمد از درد فراق