شمارهٔ ۶۱
اثیر اخسیکتیاز جان که نداشت هیچ سودم تو بهی
در دل که فرو گذاشت زودم تو بهی
از دیده که نقش تو نمودم تو بهی
دیدم همه را و آزمودم تو بهی
از جان که نداشت هیچ سودم تو بهی
در دل که فرو گذاشت زودم تو بهی
از دیده که نقش تو نمودم تو بهی
دیدم همه را و آزمودم تو بهی