بخش ۸۲ - پاسخ دادن رامین ویس را
فخرالدین اسعد گرگانیدل رامین ز گفتارش بپیچید
هم اندر دل جوابش را بسیچید
جوابش داد رامین گفت ماها
ز غم خواهد مرا کردن تباها
ندانم گفت من طرار چون مهر
که صبر از دل رباید گونه از چهر
چنان آسان رباید دل ز هشیار
که از مستان رباید کیسه طرار
تنم گر پیر شد مهرم نشد پیر
نوای نو توان زد بر کهن زیر
مرا مهر تو در تن جان پاکست
ز پیری جان مردم را چه باکست
مکن بر من فسوس مهر بسیار
که بیماری نخواهد مرد بیمار
مزن طعنه مرا گر تو درستی
که نه من خواستم از بخت سستی
