بخش ۶۱ - تمثیل
اسیری لاهیجیپیر بسطامی چو در میدان شتافت
در مقام قرب جانان راه یافت
آمد الهامش که ای خاص اله
هر چه می خواهد دلت از من بخواه
پیر گفتا نیست ما را هیچ خواست
عاشقان را چون تو مطلوبی کجاست
نیست بی تو صبر و آرامی مرا
من ترا خواهم ترا خواهم ترا
گفت حق تا از وجود بایزید
ذره ای ماند نخواهد بو شنید
تا تو هستی هست این خواهش محال
اولا دع نفس پس آنگه تعال
اندرین ره درنگنجد ما و تو
یا تو گنجی در میانه یا که او
زین حجاب ما و من یکدم برآ
در مقام وصل او بی من درآ
شد من و مایی حجاب راه ما
تا تو پیدایی نهان باشد خدا
در حقیقت شد دویی کفر طریق
شو مسلمان تا نباشی زان فریق
کی شود پیدا جمال وحدتش
