(۲) گفتار مرد خدای پرست
عطار نیشابوریچنین گفته ست روزی حق پرستی
که او را بود در اسرار دستی
که هر چیزی که هست و بایدت نیز
ازان چیزت فراغت به ازان چیز
ترا چیزی که در هر دو جهانست
به از بودش بسی نابود آنست
اگر هر دو جهان دار السلامست
تماشا گاه جانم این تمامست
چو جان پاک من فردوس باشد
مرا صد مشتری در قوس باشد
بهشتی این چنین و همدمی نه
دلی پر سر عشق و محرمی نه
چو هر همدم که می بینم حجابست
مرا پس هر دمی همدم کتابست
چو کس را می نبینم همدم خویش
در آنجا می فرو گویم غم خویش
مرا درمغز دل دردیست تنها
کزو می زاید این چندین سخنها
