شمارهٔ ۲۸
عطار نیشابوریدی میشد و دل رها نمیکرد به کس
برخاسته صد فغان هر گوشه که بس
امروز همی آمد و هر ذره که هست
فریاد همی کرد که فریادم رس
دی میشد و دل رها نمیکرد به کس
برخاسته صد فغان هر گوشه که بس
امروز همی آمد و هر ذره که هست
فریاد همی کرد که فریادم رس