شمارهٔ ۱۴ - ای جسم تو، جان آفرینش
آذر بیگدلیای جسم تو جان آفرینش
جان تو جهان آفرینش
ای کرده بعالم آشکارا
نام تو نشان آفرینش
ای گشته بلند در زمانه
از شان تو شان آفرینش
پیدا شد ز آفریدن تو
بس راز نهان آفرینش
بر چون تو مکینی از جلالت
تنگ است مکان آفرینش
مثل تو ندیده در جهان کس
از بدو زمان آفرینش
چون تو نشکفت و نشکفد نیز
گل از بستان آفرینش
ز آغاز بهار باغ ایجاد
تا فصل خزان آفرینش
نقشی ز شمایل تو خوشتر
نابسته بنان آفرینش
آراسته داشت روی یوسف
روزی دودکان آفرینش
