شمارهٔ ۲۹ - و له طاب ثراه
آذر بیگدلیای تو ثانی مه کنعانی
نه تو اول مه کنعان ثانی
ای که ایزد بتو و خوبان داد
رتبه ی یوسفی و اخوانی
ای غمت مایه ی عشق ابدی
وی خرابی تو آبادانی
ای غبار قدمت کحل غزال
وی غزال حرمت قربانی
ای که از روی تو و موی تو شد
روز نورانی و شب ظلمانی
گشته بر روی تو واله ارژنگ
مانده از نقش تو حیران مانی
دید تا پرتو خورشید رخت
آب شد آینه از حیرانی
نیست همتای تو و همسر تو
سرو باغی و گل بستانی
لعل لب گوهر دندان بودت
