شمارهٔ ۲۰
آذر بیگدلیامشب که مرا بر آستانت راه است
از درد دلم دلت کجا آگاه است
گیرم که دهی رخصت حرفم چکنم
کافسانه ی من دراز و شب کوتاه است
امشب که مرا بر آستانت راه است
از درد دلم دلت کجا آگاه است
گیرم که دهی رخصت حرفم چکنم
کافسانه ی من دراز و شب کوتاه است