شمارهٔ ۴۱
آذر بیگدلیقاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت
گفتم که تو را یار مگر هیچ نگفت
گفتا که چرا گفتمش آن گفته بگو
آهی به لب آورد و دگر هیچ نگفت
قاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت
گفتم که تو را یار مگر هیچ نگفت
گفتا که چرا گفتمش آن گفته بگو
آهی به لب آورد و دگر هیچ نگفت