شمارهٔ ۱۵۳
آذر بیگدلیشد زلزله یی که نیست شد هست زمین
بس سرو روان که گشت پابست زمین
مردم بفغان آمده از دور سپهر
من خاک بسر میکنم از دست زمین
شد زلزله یی که نیست شد هست زمین
بس سرو روان که گشت پابست زمین
مردم بفغان آمده از دور سپهر
من خاک بسر میکنم از دست زمین