رباعی شمارهٔ ۵۶
چندان برو این ره که دویی برخیزد گر هست دویی به رهروی برخیزد تو او نشوی ولی اگر جهد کنی جایی برسی کز تو تویی برخیزد
۱۹۲ شعر از باباافضل کاشانی
چندان برو این ره که دویی برخیزد گر هست دویی به رهروی برخیزد تو او نشوی ولی اگر جهد کنی جایی برسی کز تو تویی برخیزد
دنیا مطلب تا همه دین ات باشد دنیا طلبی نه آن نه این ات باشد بر روی زمین زیر زمین وار بزی تا زیر زمین روی زمین ات باشد
از شبنم عشق خاک آدم گل شد صد فتنه و شور در جهان حاصل شد چون نشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره فرو چکید و نامش دل شد
تا داروی او درد مرا درمان شد پستیم بلندی شد و کفر ایمان شد جان و دل و تن هر سه حجاب ره بود تن دل شد و دل جان شد و جان جانان شد
ای دل تو ز هیچ خلق یاری مطلب وز شاخ برهنه سایه داری مطلب عزت ز قناعت است و خواری ز طمع با عزت خود بساز و خواری مطلب