بخش ۲۳ - در وظیفهشناسی
ملکالشعرا بهاررسم مکتب بود که استادت
پیش بنهد یکی ورستادت
گوید این را بخوان و حاضر کن
کزتو پرسم همی سخن به سخن
گر نخوانی و سهل انگاری
وان ورستاد یاوه پنداری
گوشمالت دهند استادان
خوارگردی به نزد همزادان
این ورستاد کودکان پند است
بنگرد هرکه او خردمند است
این ورستاد را که داد استاد
نام آن را عرب وظیفه نهاد
چون که گشتی کلان و مرد شدی
سوی امید ره نورد شدی
شود آن گه زمانه استادت
پیش بنهد دگر ورستادت
گوید اینت وظیفه کارست
