بخش ۴۹ - گفتار ششم عزیمت بهار به اصفهان و شرح آن
ملکالشعرا بهارماه مرداد چون به پایان شد
اثر شفقتی نمایان شد
لیک لطفی که بدتر از قهر است
پادزهری که بدتر از زهر است
گفت با من رییس شعبه چار
که رسیده است حکمی از دربار
که ز تهران برون فرستیمت
خود بفرمای چون فرستیمت
جز خراسان که نیست رخصت آن
به کجا رفت خواهی از تهران
گفتم ارنیست رخصت مشهد
حبس بهتر مرا ز نفی بلد
می توانم در آن شریف مقام
زندگانی کنم بر اقوام
لیک جای دگر غریب افتم
از همه چیز بی نصیب افتم
