شمارهٔ ۱۲۰
مجیرالدین بیلقانیبا دل گفتم کای دل پرفن چکنم
وین درد گرفته را به دامن چکنم
دل سر زده و خجل به من کرد نگاه
گفت این همه دیده می کند من چکنم
با دل گفتم کای دل پرفن چکنم
وین درد گرفته را به دامن چکنم
دل سر زده و خجل به من کرد نگاه
گفت این همه دیده می کند من چکنم