شمارهٔ ۱۲۵
مجیرالدین بیلقانیای دیده اقبال به رویت نگران
عاجز شده از فر تو صاحب نظران
رنجور شدی ز پا و ننشست فلک
تا کرد فدای پات سرهای سران
ای دیده اقبال به رویت نگران
عاجز شده از فر تو صاحب نظران
رنجور شدی ز پا و ننشست فلک
تا کرد فدای پات سرهای سران