شمارهٔ ١٠ - ایضاً قصیده در مدح و تهنیت ورود امیر یحیی
ابن یمین فریومدیفرخنده باد مقدم دستور کامیاب
بر روزگار دولت شاه فلک جناب
سلطان مشرقین که از اوج سروری
رأیش فکند سایه رفعت بر آفتاب
آن کز صریر خامه او گوش سایلان
پیش از سؤال یافته نیکوترین جواب
یحیی تاج بخش که تا رسم خسرویست
تخت کیی نیافت چو او شاه کامیاب
از شرم رأیش آخر هر روز میشود
خورشید زرد رو پس این نیلگونحجاب
تا عدل او عمارت عالم بنا نهاد
جایی نماند جز دل اعدای او خراب
ای خسروی که گر برد از بحر همتت
فصل بهار قطره بسوی هوا سحاب
گر بر زمین شوره فشاند رشاش خویش
در سبزه هاش لاله شود لؤلؤ خوشاب
گر بگذرد به بیشه شیران ز خلق او
بویی که میبرد گر واز کار مشک ناب
گردد چو ناف آهوی تاتار مشکبار
از بوی فایح او کام شیر غاب
