شمارهٔ ٧٣ - قصیده
ابن یمین فریومدیباد بهار میوزد از روی مرغزار
جان تازه میکند نفس باد نو بهار
چون بوی عنبرست به دم خاک بوستان
چون آب صندلست به رنگ آب جویبار
گر عکس آسمان نفتادست بر زمین
چون آسمان زمین ز چه رو گشت مرغزار
زینسان که ابر میرود اندر هوای گل
دانم که در ز دیده کند بر سرش نثار
باد بهار بین که چو فراش چست خاست
بر دشت و کوه شد به گه صبح پی سپار
افکنده فرش دشت ز دیبای هفت رنگ
واندر کشیده اطلس خارا به کوهسار
لاله به زیر قطره شبنم چو ساغریست
از لعل آبدار پر از در شاهوار
سرو سهی به رقص و تمایل در آمده ست
