شمارهٔ ١۵۴ - وله در مدح تاج الدین علی سربداری
ابن یمین فریومدیچون سعادت رهنمایی کرد و دولت یاوری
بستم احرام طواف کعبه نیک اختری
حضرت سلطان عالم سایه یزدان که هست
ذره یی از نور رأیش آفتاب خاوری
تاج شاهان جهان کز بد و فطرت داده اند
بر مقیمان زمین چون آسمانش سروری
آن علی نام حسن سیرت که سرداری بر او
ختم شد چون بر محمد معجز پیغمبری
آن سلیمان قدر کو را جن و انس عالم اند
سخره فرمان ولی بیمنت انگشتری
سروری هست از عرض کو را بحکم لایزال
می نیارد کرد غیر ذات پاکش جوهری
از منازل مه نیارستی که سر بیرون برد
گر نکردی آفتاب رأیش او را رهبری
می نیارد شد ز چشم آدمی پنهان چو روز
گر به پیش نور رأیش بگذرد در شب پری
