شمارهٔ ۵١٣
ابن یمین فریومدیگر کسی با تو میزند لافی
که ترا دوستم بصد اخلاص
نقد او بر محک تجربه زن
تا کنی فرق سیم او زر صاص
گوشه یی نان دوست گر شکنی
که بجویی از آن ز ضعف خلاص
فی المثل گر برادر و پدرست
بشکند در زمان سرت بقصاص
بعد از آن گر بعذر پیش آید
روبرو خوان و لات حین مناص
