شمارهٔ ۶۵۵
ابن یمین فریومدیبا گوی گفت چو کان کای در هوای وصلت
پیوسته کار قدم از بار غم خمیدن
داری دمی سر آن کآیی برم اگر چه
با من ترا نباشد آیین آرمیدن
گویش چه گفت گفتا گر خوانی ار برانی
از دوست یک اشارت از ما به سر دویدن
با گوی گفت چو کان کای در هوای وصلت
پیوسته کار قدم از بار غم خمیدن
داری دمی سر آن کآیی برم اگر چه
با من ترا نباشد آیین آرمیدن
گویش چه گفت گفتا گر خوانی ار برانی
از دوست یک اشارت از ما به سر دویدن