شمارهٔ ۵۶۵
ابن یمین فریومدیماییم ز جور فلک آینه گون
با آه دلی که سنگ ازو گردد خون
روزی بهزار شب بغم میاریم
تا خود فلک از پرده چه آرد بیرون
ماییم ز جور فلک آینه گون
با آه دلی که سنگ ازو گردد خون
روزی بهزار شب بغم میاریم
تا خود فلک از پرده چه آرد بیرون