بخش ۱ - سر آغاز
مرحبا مرحبا نسیم صبا خبر از دوست چیست باز نما حال ما بین درین پریشانی باز گو تا ازو چه می دانی این چنینم هنوز بگذارد یا عزیمت بدین طرف دارد گوییا تخم مهر ما کارد یا خود از ما فراغت
۳ شعر از عراقی
مرحبا مرحبا نسیم صبا خبر از دوست چیست باز نما حال ما بین درین پریشانی باز گو تا ازو چه می دانی این چنینم هنوز بگذارد یا عزیمت بدین طرف دارد گوییا تخم مهر ما کارد یا خود از ما فراغت
دل چو در دام عشق منظور است دیده را جرم نیست معذور است ناظرم بر رخت به دیده جان گرچه از چشم ظاهرم دور است از شراب الست روز وصال جان مستم هنوز مخمور است دست از عاشقی نمی دارد دایم از
از تو مهرم چو در نهاد بود من کیم تا مرا مراد بود جز مرادت مرا مرادی نیست غیر ازین خاطری و یادی نیست هرکه او در غم تو دل بنهاد آرزوها به آرزوی تو داد شوق دل ها ارادت تو بود ذوق جان