رباعی شمارهٔ ۴۳عراقیرباعیاتدیشب دل من خیال تو مهمان داشتبر خوان تکلف جگری بریان داشتاز آب دو دیده شربتی پیش آوردبیچاره خجل گشت ولیکن آن داشت