شمارهٔ ۱ (که به غیر از تو در جهان کس نیست - جز تو موجود جاودان کس نیست)
عراقیای زده خیمه حدوث و قدم
در سراپرده وجود و عدم
جز تو کس واقف وجود تو نیست
هم تویی راز خویش را محرم
از تو غایب نبوده ام یک روز
وز تو خالی نبوده ام یک دم
آن گروهی که از تو باخبرند
بر دو عالم کشیده اند رقم
پیش دریای کبریای تو هست
دو جهان کم ز قطره ای شبنم
بی وجودت جهان وجود نداشت
از جمال تو شد جهان خرم
چون تجلی است در همه کسوت
آشکار است در همه عالم
که به غیر از تو در جهان کس نیست
جز تو موجود جاودان کس نیست
