شمارهٔ ۱۲۹
فیاض لاهیجیچارة ما بیدلان در دفع سودا آتش است
آنچه آبی می زند بر آتش ما آتش است
نوش و نیش هر دو عالم یک حقیقت بیش نیست
آنچه موسی را چراغ خانه ما را آتش است
بر خلیل آتش گلستانست و بر ما دود دل
آتش او آتش است و آتش ما آتش است
سوختند از حسرت شمشیر او لب تشنگان
می نماید در نظرها آب اما آتش است
مستی دنیا خمار طرفه ای دارد ز پس
عیش ها فیاض امروز آب و فردا آتش است
