شمارهٔ ۱۳۸
فیاض لاهیجیتو سروری سرفرازی بر تو ختم است
تو جانی دلنوازی بر تو ختم است
زده داغ تو مهرم بر در دل
که یعنی عشقبازی بر تو ختم است
نیاز عالمی را کشته نازت
بنازم بی نیازی بر تو ختم است
به تیرم گه نوازی که به تیغم
بتا عاشق نوازی بر تو ختم است
ز سعیت برگذشت از چاره کارم
سپهرا چاره سازی بر تو ختم است
چو شمعم دید شب فیاض خوش گفت
که الحق جان گدازی بر تو ختم است
