شمارهٔ ۱۷۵
فیاض لاهیجیدر خشک و تر طاعت ما چشم تری نیست
گر زاهدی خشک نه دامان تری نیست
آشفتگی طرة او بی سببی نیست
گویا به پریشانی دل هاش سری نیست
عطری نفس ارای مشامست مگر باز
بوی تو در آغوش نسیم سحری نیست
بی قوتیم بال و پر ناوک آهست
تا ناله رسا نیست امید اثری نیست
این کیست که از دست غمش همچو تو فیاض
هر جا که نظر می فکنم دربدری نیست
