شمارهٔ ۳۰۹
فیاض لاهیجیفریب جنتم در عشق کی مغرور می سازد
کجا بی طاقتی با وعده های دور می سازد
چسان حسرت کش کویش به جنت می شود راضی
هماغوش خیال او کجا با حور می سازد
هر آتش کی تواند دودم از هستی برآوردن
شب تاریک موسی را چراغ طور می سازد
گر اقبال بلند سایة زلف بتان نبود
که روز روشن ما را شب دیجور می سازد
چنان اندیشة شهد لبش گیرد در آغوشم
که بر من خوابگه را خانة زنبور می سازد
