شمارهٔ ۴۲۰
فیاض لاهیجیایزد به هر که عارض گل رنگ می دهد
در سینه اش نخست دل سنگ می دهد
شادم ز تنگی دل خود کایزد از ازل
درد تو بیشتر به دل تنگ می دهد
سیمای چهره راز دل خسته فاش کرد
گر شیشه نم برون ندهد رنگ می دهد
بلبل حکایت غم ما می کند به گل
درد دلی که شرح به آهنگ می دهد
منت برای صلح زنارش چه می کشی
فیاض غمزه کام تو در جنگ می دهد
