شمارهٔ ۵۰۵
فیاض لاهیجیبه تابم روز از بی تابی اشک
نمی خوابم شب از بی خوابی اشک
شب عید وصالت همچو طفلان
کنم گلگون لباس آبی اشک
بود بر یاد عناب لب او
تبسم گونة عنابی اشک
به بال اضطراب دل زند پر
به مژگان جلوة سیمابی اشک
ز جوی ابر خون دل خورد آب
بهار گلشن شادابی اشک
چراغ خلوت شب های من بس
طلوع چهرة مهتابی اشک
ز گریه در جگر فیاض خون نیست
منم لب تشنه از سیرابی اشک
