شمارهٔ ۶۸۰
فیاض لاهیجیبزم عشق است سبک پا به میان نگذاری
بی ادب لب به لب آه و فغان نگذاری
همت آنست که بی برگ درآیی به چمن
زحمت برگ فشانی به خزان نگذاری
مردی آنست که با بندگی آزاد روی
خویش را در ته این بار گران نگذاری
خضرواری طلب ترک رسوم خردست
بی جنون پا به بیابان جهان نگذاری
چهره ترک جهان رنگ رعونت دارد
پای همت به سر کون و مکان نگذاری
اختیار دل ما در سر زلفت گر هست
سر این رشته به دست دگران نگذاری
شاهد شرم تنک روی و تمنا گستاخ
نگه حسرت ما را به زبان نگذاری
با چنین چهره اگر می زده آیی به چمن
رنگ بر چهرة گلزار خزان نگذاری
گر تو خواهی که زنی لاف محبت فیاض
شرط عشق است که از خویش نشان نگذاری
