شمارهٔ ۲ - در توحید
فیاض لاهیجیای مخترع این نه فلک دایره سان را
وی تربیت از لطف تو اشخاص جهان را
کس نیست که پر جیب و بغل نیست ز احسان
تا جود تو در باز گشادست دکان را
تا شیر کند در گلویش دایه لطفت
چون طفل گشودست گل باغ دهان را
لطف تو حکیمی ست که از یک نظر لطف
خاصیت اکسیر دهد طبع دخان را
اوصاف ترا ناطقه چون سوسن آزاد
گویی ز پی نطق نیاورده زبان را
چندان که نظر می کنم از لطف تو زادند
هر ذره ز ذرات زمین را و زمان را
در جاده کنه تو در منزل اول
در لای فرو رفته قدم راهروان را
عقل عملی در رهت از زور عبادت
