بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود
جهاندار هوشنگ با رای و داد به جای نیا تاج بر سر نهاد بگشت از برش چرخ سالی چهل پر از هوش مغز و پر از رای دل چو بنشست بر جایگاه مهی چنین گفت بر تخت شاهنشهی که بر هفت کشور منم پادشا ج
۳ شعر از ابوالقاسم فردوسی
جهاندار هوشنگ با رای و داد به جای نیا تاج بر سر نهاد بگشت از برش چرخ سالی چهل پر از هوش مغز و پر از رای دل چو بنشست بر جایگاه مهی چنین گفت بر تخت شاهنشهی که بر هفت کشور منم پادشا ج
یکی روز شاه جهان سوی کوه گذر کرد با چند کس هم گروه پدید آمد از دور چیزی دراز سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره گون نگه کرد هوشنگ باهو
چو بشناخت آهنگری پیشه کرد از آهنگری اره و تیشه کرد چو این کرده شد چاره آب ساخت ز دریای ها رودها را بتاخت به جوی و به رود آب ها راه کرد به فرخندگی رنج کوتاه کرد چراگاه مردم بدان برف