بخش ۵ - سخن دقیقی
ابوالقاسم فردوسیبرین ایستادند ترکان چین
دو تن نیز کردند زیشان گزین
یکی نام او بیدرفش بزرگ
گوی پیر و جادو ستنبه سترگ
دگر جادوی نام او نام خواست
که هرگز دلش جز تباهی نخواست
یکی نامه بنوشت خوب و هژیر
سوی نامور خسرو و دین پذیر
نوشتش به نام خدای جهان
شناسنده آشکار و نهان
نوشتم یکی نامه ای شهریار
چنانچون بد اندر خور روزگار
سوی گرد گشتاسپ شاه زمین
سزاوار گاه کیان بافرین
گزین و مهین پور لهراسپ شاه
خداوند جیش و نگهدار گاه
