بخش ۶ - تغییرِ تعبیر
عبدالرحیم حائریعقل را گر شرع خوانی باک نیست
هم حقیقت غیر عشق پاک نیست
در سلوک این هردو را حکمی است تام
آن کند حفظ ره این حفظ مقام
چون به مقصد گاه این مسلک شوند
از دویی بیرون روند و یک شوند
می رهند از قید و مطلق می شوند
هم به اصل خویش ملحق می شوند
بی مقامی را دگر شایسته اند
از تجرد و از علایق رسته اند
نور عقل و عشق اینجا یک شود
مانده اینجا جبرییل از تک شود
گوید او که نیست حد این سرم
لو دنوت انملة سوزد پرم
می شود هم لاحق و ملحوق یک
عقل و عشق و عاشق و معشوق یک
هم بود آن نور نور احمدی ص
گر ز سر این سخن آگه شدی
