شمارهٔ ۵ - و لهُ ایضاً فی مدحه
قاآنیبت ساده رفیق بط باده رحیق
مرا به ز صد حشم مرا به ز صد فریق
نخواهم غذای روح به جز باده رقیق
نجویم انیس دل به جز ساده رفیق
چو دولت یکی جوان چو دانش یکی عتیق
بحمدالله از بتان مرا هست دلبری
به طلعت فرشته ای به قامت صنوبری
به رخ ماه نخشبی به قد سرو کشمری
به دل سنگ خاره ای به تن کوه مرمری
به هر آفرین سزا به هر نیکویی حقیق
خطش یک قبیله مور رخش یک حدیقه گل
تنش یک دریچه نور لبش یک قنینه مل
خطش ماه را ز مشک به گردن فکنده غل
لبش بر چه عدم ز یاقوت بسته پل
به سرخی لبش شفق به یاران دلش شفیق
