بخش ۱۴
قائم مقام فراهانیجلایر رفت و بر خود کرد واجب
که گیرد پول و بدهدشان مواجب
عمر را هم سفر با خویش کرده
عجب ها زان سبیل و ریش کرده
بشارت باد کان سنی نجس رفت
سری کو آمد اندر زیر فس رفت
ز فس یک منگله آویز کرده
جهانی را عفونت خیز کرده
چو اول منزلش مشکین جق آمد
عمر را میل نان و قاطق آمد
جلایر بستد از دهقان لواشی
ز ماش و لوبیا آورد آشی
عمر زان گونه یورش بر طبق کرد
که دهقانی معادی را دمق کرد
پس آنگه رو به جام آب آورد
که نتوان تشنگی را تاب آورد
