شمارهٔ ۲ - خطاب به میرزا محمد علی آشتیانی
قائم مقام فراهانیعالیجاه مقرب الخاقان میرزا محمدعلی بداند که تعریف و توصیف چند که از سر عسکر ارزنه الروم در ضمن شروح مرسله نوشته بود بنظر ما رسید و اگر سرعسکر که از دولت عثمانی وکیل مصالحه است دانا و عارف و واقف است چنان نیست که وکیلی که ما از این دولت فرستاده باشیم نادان و جاهل و غافل باشد آن عالیجاه که او را به آن شدت عالم بآداب مناظره و استاد در فنون محاوره دیده و دانسته است این مطلب را نیز بداند که اگر ما پایه آن عالیجاه را در همین علوم و فنون دون پایه او می دیدیم و بهتر و برتر نمیدانستیم با وکالت مطلقه در مقابل او نمیفرستادیم
دیگر آن عالیجاه نوشته است که سرعسکر بهر چه مأذون است ناطق است و از هر چه مأذون نیست ساکت و ما تصدیق عرض آن عالیجاه را در این باب می کنیم لکن در نظر آن عالیجاه البته هست که یرملوف با آن که اختیار نامة طالش و قراباغ را در بغل داشت چون از صدر چندان مبالغه و اصرار نشد و قایم مقام بجنگ جویی متهم و برکنار شد همین سخن را اشد بر این تحویل داد وهیچ چیز دیگر نداد و مراجعت نمود و هر نوکری که از دولتی مأمور چنین خدمتی شود رسم و قاعده این است که همین طور حرف بزند و غیر این نگوید و نکند آن عالیجاه هم باید بهمین سیاق خود را بسرعسکر بشناساند لکن در واقع و نفس الامر خود را بهر چه خیر و صلاح دولت قاهره است مأذون و مختار داند
