شمارهٔ ۸۰ - به محمدخان امیر نظام نوشته شده
قائم مقام فراهانیمخدوم مشفق مهربان برای اسباب قورخانه بعضی معطلی ها در خراسان هست که باز باید از تبریز حرسه الله العزیز انجام گیرد حضرت ولیعهد روحی فداه تفصیل آن را از باقر سلطان و البرز گرفتند و در جوف این عریضه خدمت عالی فرستادم
دیگر دانسته باشید که بعد از مرخصی افواج قاهره سپاه چو شیری که چنگال و دندان ندارد اینجا مانده ایم نواب خسرو میرزا بتحصیل ناب و مخلب آمده بسبب گرفتاری شما در طارم ومشغولی سرتیب بمهمات حریر بسیار اضطراب دارم که مبادا جواز برسد و جوها برسند و سپاه نرسد و بوقت کار نرسیم
سپاهی که اول بهار برسد بال است و بعد از آن هر چه آید بار
دیگر نمیدانم چه سری است که شتر آذربایجان هر چه بسر آوردیم همه مرد حتی امسال پیران علی بیک که چهارصد و پنجاه داشت بالفعل پنجاه ندارد
محمدعلی بیک خلچ هم هرچه در سال های دراز از زدی و دزد بگیری برده بود همه را بیک شش ماهه صاحب جمعی پسرش باخت
در قمار عشق ای دل کی بود پریشانی یعنی پشیمانی
باری شما حالا شترهایی که دشی صاحب و توبچیان از خراسان بآنجا آورده اند متوجه شوید که تلف نشوند و بعد ازین قاطر بفرستید نه شتر والسلام
