شمارهٔ ۱
من انچه وصف لباسست با تو میگویم تو خواه از سخنم خرقه گیر و خواه عصا
۶۵ شعر از نظام قاری
من انچه وصف لباسست با تو میگویم تو خواه از سخنم خرقه گیر و خواه عصا
جامه پوشانند در بازار رخت یکقدم در نه که بازاری خوشست
سلق پر ز و سیم باشد نکوست فلوس ارسلق پر کند خوی اوست
گر چو کرباس پاره ام بکنی روی کاسر بچشم من نه خوشست
بردستار نسوزد بر شمعت مندیل این مثل خوانده کآفت پروانه پرست
خوش آمد این جهت از ریشه میان بندم که خویش را بپس و پیش شاهدان آویخت