شمارهٔ ۲۲۸
قدسی مشهدیدل پیش ز دردم از قرار اندازد
کی کار مرا به وقت کار اندازد
سودای دلم همیشه طغیان دارد
آن نیست که شورش به بهار اندازد
دل پیش ز دردم از قرار اندازد
کی کار مرا به وقت کار اندازد
سودای دلم همیشه طغیان دارد
آن نیست که شورش به بهار اندازد