شمارهٔ ۳۶۲قدسی مشهدیرباعیاتروزی که به صد شبم سحر می آیدآن هم ز شب تیره بتر می آیدشب رفت و نشد روشنی صبح پدیدخورشید مگر گرفته برمی آید