شمارهٔ ۴۱۵قدسی مشهدیرباعیاتای مرغ چمن عشق ندانی ز هوساز گفت و شنید عاشقی بس کن بسعاشق نبود خانه طلب ور نه چراپروانه نشد مقید دام و قفس