شمارهٔ ۳۵ - سیّد انبیاء
عبدالقادر گیلانیای قصر رسالت تو معمور
منشور رسالت از تو مشهور
خدام ترا غلام گشته
کیخسرو کیقباد و فغفور
در جمله کاینات گویند
صلوات تو تا دمیدن صور
معراج تو تا به قاب قوسین
جبرییل به ره بماند از دور
هم حلقه به گوش توست غلمان
هم بنده کمترین تو حور
بنوشته خدای پیش از آدم
از بهر رسالت تو منشور
از هیبت غیرت تو موسی
دیدار خدا ندید بر طور
روشن ز وجود توست کونین
ای باطن و ظاهرت همه نور
ای سید انبیای مرسل
ای سرور اولیای منصور
گل از عرق تو یافته بوی
شد شهد در اندرون زنبور
هرکس به جهان گناهکار است
گشته به شفاعت تو مغفور
محیی به غلامی تو زد لاف
از راه کرم بدار معذور
