شمارهٔ ۲۱ - خطاب به جناب میرزا ابراهیم بقراط
میرزا حبیب خراسانیاز این ره هردم آید کاروانی
در این تن هر نفس پوید روانی
در این گلشن بجوشد از دل سنگ
ز هر سو چشمه آب روانی
ز هر در بشنود بانک درایی
بود گر بر در دل پاسبانی
گشاید چشم معنی گر هشیوار
ببیند در جهان هر دم جهانی
ز معنی سوی صورت میگراید
بهر ساعت زمین و آسمانی
بسی بانک جرس زین کاروانها
نیوشی گرگشایی گوش جانی
بپوید در زمین هر دم زمینی
بروید از زمان هر دم زمانی
ببینی در حقیقت سر این راز
که حق راهست در هر روزشانی
