شمارهٔ ۳۸
میرزا حبیب خراسانیبزم عشرت بژاژخایی نیست
پای خم جای هرزه لایی نیست
درد می را بخاک ره ریزند
در خرابات بی صفایی نیست
ماه خور داد پارسی آمد
موسم زهد و پارسایی نیست
شیخ بیچاره را ز کبر و حسد
جز بیکجرعه می رهایی نیست
خاک ره شو که در سرای مغان
پادشاهی به از گدایی نیست
دوش گفت آن طبیب دانشمند
درد بیدانشی دوایی نیست
زرع ما را که برگ بی برگی است
آفت ارضی و سمایی نیست
حج مردانه گرد خم داریم
حج ما حجه نسایی نیست
