شمارهٔ ۳۳میرزا حبیب خراسانیرباعیاتاز تابش آفتاب بیتاب شدیموز آتش گرمای نجف آب شدیمگویند شراب سر که گردد بنجفما سر که بدیم باده ناب شدیم