شمارهٔ ۴۵
حاجب شیرازینزد ما خوبترین هدیه به عالم ادب است
که ادب مهر ووفا را به حقیقت حسب است
به ادب کوش و خود از اصل و نسب دور بدار
همه دانند ادب حاصل اصل و نسب است
یار افروخته رخ آمد و افراخته قد
ای خوش آن عاشق سرگشته که اندر طلب است
خاک پای عجم امروز به فرهنگ و کمال
توتیایی است که روشن کن چشم عرب است
هر که را نیست سر عشق مجو زو ثمری
شجر بی ثمر از روی حقیقت حطب است
مرد را علم و عمل به بود از مال و منال
عبث آنکو که گرفتار پرند و قصب است
خیمه سلطنت فقر کنون گشت بلند
حاجبا مژده که هنگام نشاط و طرب است
