شمارهٔ ۳۰۱
مجد همگرگفتی دل دیوانه تو را شیدا کرد
نی نی که در آورد مرا از پا درد
کاین سوز که از تو در دل و جان من است
از کوه برآرد آتش از دریا گرد
گفتی دل دیوانه تو را شیدا کرد
نی نی که در آورد مرا از پا درد
کاین سوز که از تو در دل و جان من است
از کوه برآرد آتش از دریا گرد